تبليغاتX
شباهنگ

شباهنگ

براي شکستن دل يه لحظه وقت کافيه...

اما براي اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت پيدا نکني...

- مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي....

اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه......

- هميشه غمگين ترين و رنج اور ترين لحظات زندگي ادم توسط همون کسي ساخته مي شه

که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات رو براي ادم ساخته...

- وقتي قلب ها به همديگر نزديک باشند فاصله مهم نيست.

عشق کيلومتر ها را از بين ميبرد و سختي ها را اسان مي کنند

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 22:44 توسط الهه |


چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن
چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس كردن
چه زيباست در خيال با تو زندگي كردن
عزيزم نام تو بر قلبم خالكوبي شده تا فراموشت نكنم
نازنين من همچون نفس كشيدن تو را به خاطر ميسپارم
يك روزه ديگه هم بدون تو گذشت!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 22:42 توسط الهه |


سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي

من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم

ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نمي پوشم

دو غم در شكل اوازي شكوه اوج پروازي

نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نمي بازي

مرا ديوانه مي خواهي ز خود بي گانه ميخواهي

مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه مي خواهي

شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه ميخواستي

بكش اي دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن

شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

نكن حرف مرا باور نيابي از من عاشق تر

نميترسم من از اقرار گذشت اب از سرم ديگر

سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا بر جاست

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 22:38 توسط الهه |


به چشم من نگاه نکن ، دوباره گریت می گیره

 ساده بگم که عشق من ، باید تو قلبت بمیره

 فاصله بین من و تو ،‌ از اینجا تا آ سموناست

 خیلی عزیزی واسه من ، ولی زمونه بی وفاست

قسم نخور که روزگار ، به کام ما دو تا نبود

 به هر کی عاشقه بگو ، غم که یکی دو تا نبود

 بگو تا وقتی زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

 هر جای دنیا که باشی ،‌دلم واست پر میزنه

 برای این در به دری ، تو بهترین گواهمی

 دروغ نگو ، که می دونم همیشه چشم به راهمی


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387 22:42 توسط الهه |


تنهاترين

از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه

 

توی دفتر ثبت دلتنگی ها

 

میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه

 

میخام دیگه بس کنم اما انگار

 

خود دل میگه بگو


بیشتر از غم من بگو


بگو برای همگان تا بدانند

 

 دل تنهاترین است


و این تنهاترین بهترین است

و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند

 

روزیست که من دیگه نیستم

 

و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387 12:22 توسط الهه |


يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه می سوزه...

يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه می شکنه...

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه...

يه قناری بايد به خوش اوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه....

يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه...

يه دفتر نفاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره...

يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سر درگمه..

يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسدمی شه....

يه چشم اشک الود..يه دل غم الود..يه کبوتر عاشق..

يه قناری خوش اواز ..يه لب خندون..يه جاده با انتها..

يه دفتر نقاشی..يه ديوار استوار..يه قلب پاک و..........

اينا همه يه جايی معنی داره. جاييکه:

چشمای اشک الودت رو من پاک کنم..دل غم الودت رو من شاد کنم

شنونده اواز قشنگت من باشم..لبای کوچيکت رو من خندون کنم

نقاش دفتر خاطراتت من باشم..پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنی

dehkadegamm

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 12:41 توسط الهه |


+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 12:36 توسط الهه |


.
رفیق غم بدرود ...
ای همنشین خوب شبهای تنهایی و دلتنگی من ...
بدرود...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 21:29 توسط الهه |


* هنوز هم فکر می کنم از همه بهتر و از همه بامرامتر و با معرفت تر خودتی .

 تویی که به اندازه ی تمام بد بودنام خوبی ... فقط می نویسم دوستت دارم.

هر چند که تمام اینهمه وقت فقط همین رو بهت گفتم  و هیچ وقت ...

حتی برای یه لحظه نشد که مثل بقیه ی کسایی که دوست دارم به تو هم ثابت کنم 

 چقدر خاطرت برام عزیزه. هیچ وقت برات هدیه نگرفتم. هیچ وقت نبوسیدمت. هیچ وقت نازت نکردم.

 هیچ وقت وقتی گریه ت گرفت آروم دستمو  روی پلکات نکشیدم تا بفهمی چقدر سرانگشتام

همیشه ی همیشه برای لمس ناز چشمهات بی قراره ...

بگذریم.

فقط می خوام یه چیزی بگم. منو هزار بار  تو آتیش جهنمت بندازی و دربیاری و دوباره بندازی بازم

از تو به خودت فرار می کنم. هر چند که باورم نمی شه با اینهمه دل نازکیت دلت بیاد و ... ... ...  

می خوام بدونی که با اینهمه ماه بودنت بدجور منو تو حوض مهربونیات ماهی کردی.

یه لحظه حواست بهم نباشه و بپرم بیرون کارم تمومه ... می میرم.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 10:55 توسط الهه |


ادعا نكن هنوز نيستي و
هنوز خاطرخواهم نشده اي.
هنوز مانده تا برسي.
هنوز زود است تا سايه ام شوي
روبه روي آفتاب.
براي گفتن حرفهاي زيبا
همه عاشقند.
براي گرفتن عكس با پروانه ها همه مشتاقند.
براي خواندن بهترين ترانه
با تو همه صدايشان رساست.
اما براي روزهايي كه مي خواهمت
در تنهايي و در سكوت
تو همان مدعي هميشگي هستي.
آيا بازهم تنهايم مي گذاري
در ميان جاده تنهاي غروب؟
مي خواهم تو آفتابم باشي و
من قول ميدهم بارانت باشم.
اي كاش هرگز از هم جدا نمي شديم.
اما آبهاي مهتابي درياچه به ما مي گويند
وقت خداحافظي است.
با اين بوي بنفشه كه در سرمان
مي پيچد.
مواظب خودت باش
همه مهربونا دوست نیسن

و من برای همیشه منتظرت خواهم ماند

 

غم ه

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 19:5 توسط الهه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387